آشتی جالب
در کتاب چهارده معصوم(علیهم السلام) مهدی آذریزدی، صص 107-108، به نقل از عین الحیوة، علامه مجلسی، ص565 ؛ آمده است:
پس از امام حسن (علیه السلام) و امام حسین(علیه السلام)، «محمد حنفیه»، سومین پسر حضرت امام علی(علیه السلام) است. او پیامبر را ندیده بود، به همین دلیل در جزو «تابعین» به شمار می آید.
مادر محمد، زنی به نام «خوله» از طائفه «حنفیه» بود، که پس از شهادت حضرت زهرا(علیهاالسلام) به عقد امام علی(علیه السلام) در آمد. و چون از زمان کودکی، محمد را به عنوان فرزند حنفیه می خواندند، او بعداً هم به این همین نام شهرت یافت.
محمد حنفیه، درسالهای نوجوانی بود که روزی با برادرش امام حسین(علیه السلام) گفتگویی کردند، و محمد حنفیه به صورت قهر، از امام حسین(علیه السلام)جدا شد.
او، به زودی به اشتباه خود پی برد، ودانست که حق با امام حسین(علیه السلام) است، اما چون خودش قهر کرده بود، و رفتار امام حسین(علیه السلام) را نیز با امام حسن(علیه السلام) در یک آشتی دیگر دیده بود، به همین جهت، او نامه ای را به امام حسین(علیه السلام) نوشت که مضمونش این چنین بود:«به نام خدا! ای برادر! پدر من و تو علی بن ابی طالب(علیه السلام) است، و مادر تو دختر پیامبراکرم (صل الله علیه و آله) است، و اگر تمام عالَم پر از طلا شود، و مادر من مالک آنها باشد، باز هم به حدّ مادرتو نمی رسد. پس، همین که نامه ی مرا خواندی، به زودی به نزد من بیا تا مرا راضی کنی، که تو به بزرگواری و نیکوکاری، از من سزاوارتری».
سپس امام حسین(علیه السلام) بی درنگ به خانه محمد حنفیه رفته، از او دلجوئی کرده، و او را خوشنود ساخت.


با سلام